سفارش تبلیغ
صبا ویژن
مدیر وبلاگ
 
کلبه دوستی
در برابر هر انسانی راهی قرار گرفته است و راه هایی و باز راهی ... و روح بزرگ راه بزرگ راه پی می گیرد و روح حقیر، کورمال ،کورمال راه حقیر را انتخاب می کند و در این بین ،دشت های مه آلود گسترده اند و دیگر مردمان در این دشت ها می روند و می آیند. اما در برابر هر انسانی راه بزرگ آغوش باز کرده است ونیز راهی حقیر و هرکس خود تصمیم می گیرد در چه راهی قدم بگذارد...!!!
آمار واطلاعات
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 2
کل بازدید : 1938
کل یادداشتها ها : 22
خبر مایه


هنوز هیچ خبری نیست ببین به چه روزی افتاده


***


البته این عکس رو خود آقا محمد انداخته بودن در


اتاق ثبت محضری ازدواج در پارسی بلاگ


عکس عروسی


  

امام و آقا


ما از بس که در صحنه های انقلاب حضور داشتیم و در رهبری انقلاب نقش ایفا کرده ایم دلمان می سوزد که این حکومت با ارزش دارد به باد می رود سکوت هم جایز نیست.


بقیه اش اینجاست ** میخونی کلیک کن


  

بقیع


برنامه هیأت عاشقان ائمه بقیع (ع)


26 الی 28 فروردین 1390 منزل برادر اسماعیل عزیزی


روبروی مسجد الزهرا سلام الله علیها


با سخنرانی استاد علی رضا تقی ملک و مداحی کربلایی روح الله بابائیان


 


با روضه مادرمان نفس تازه می‏کنیم وقتی هوای شهر نفس گیر می‏ ‏‏شود


  

پس از شهادت مهندس سید مرتضی آوینی در منطقه عملیاتی فکه، مقام معظم رهبری، امام خامنه‌ای قرآنی را به رسم یادبود به خانواده آن شهید عزیز تقدیم کردند. ایشان در برگ ابتدایی این قرآن به خط خود این جملات را نگاشتند:


بسم الله الرحمن الرحیم


به یاد شهید عزیز، سید شهیدان اهل قلم آقای "سید مرتضی آوینی" که یادش غالبا با من است، به خانواده  گرامی اش اهدا می گردد.


سید علی خامنه ای


1372.2.15


آوینی


  

کچل


یک روز توی پیاده رو به طرف میدان تجریش می رفتم...
از دور دیدم یک کارت پخش کن خیلی با کلاس، کاغذهای رنگی قشنگی دستشه ولی به هر کسی نمیده!
خانم ها رو که کلا تحویل نمی گرفت و در مورد آقایون هم خیلی گزینشی رفتار می کرد و معلوم بود فقط به کسانی کاغذ رو می داد که مشخصات خاصی از نظر خودش داشته باشند، اهل حروم کردن تبلیغات نبود ....
احساس کردم فکر می کنه هر کسی لیاقت داشتن این تبلیغات تمام رنگی گرون قیمت رو نداره، لابد فقط به آدمهای باکلاس و شیک پوش و با شخصیت میده! از کنجکاوی قلبم داشت می اومد توی دهنم...!!!
خدایا، نظر این تبلیغاتچی خوش تیپ و با کلاس راجع به من چی خواهد بود؟! آیا منو تائید می کنه؟!!


کفشهامو با پشت شلوارم پاک کردم تا مختصر گرد و خاکی که روش نشسته بود پاک بشه و کفشم برق بزنه!
شکم مبارک رو دادم تو و در عین حال سعی کردم خودم رو کاملا بی تفاوت نشون بدم!
دل تو دلم نبود. یعنی منو می پسنده؟ یعنی به من هم از این کاغذهای خوشگل میده...؟!
همین طور که سعی می کردم با بی تفاوتی از کنارش رد بشم با لبخند نگاهی بهم کرد و یک کاغذ رنگی به طرفم گرفت و گفت: "آقای محترم! بفرمایید!"
قند تو دلم آب شد!
با لبخندی ظاهری و با حالتی که نشون بدم اصلا برام مهم نیست بهش گفتم: می گیرمش ولی الان وقت خوندنش رو ندارم! کاغذ رو گرفتم ...
چند قدم اونورتر پیچیدم توی قنادی و اونقدر هول بودم که داشتم با سر می رفتم توی کیک . وایسادم و با ولع تمام به کاغذ نگاه کردم،


نوشته بود:
.
.
.

دیگر نگران طاسی سر خود نباشید، پیوند مو با جدیدترین متد روز اروپا و امریکا


  




طراحی پوسته توسط تیم پارسی بلاگ